تجلیل از کارمندان نمونه دانشگاه کارمندانی که سقف آرزوهای مدیران روی شانه آنها است
مناسبتهای تقویمی بهانهای هستند برای مکثی کوتاه و توجه ویژهای به آن مناسبت. برای اینکه کمی از آن موضوع یا شغل فاصله بگیریم و صرفاً روی طاقچه عادت به آن نگاه نکنیم. روز کارمند یکی از این روزها است. روزی که روز همه ما است. بهانهای برای اینکه کمی دورتر از میزها و مانیتورهایمان بایستیم یک نفس عمیق بکشیم و عمیقتر به خودمان نگاه کنیم.
در این سالها کلمه کارمند معمولاً با نوعی بار طنز و شوخی همراه شده است. با شوخی نشریات طنز و برنامههایی مثل «صبح جمعه با شما»، کاراکتری مثل «کارمندکوچولو» را بهعنوان نماد قشر ضعیف و آسیبپذیر در جامعه جا انداخته بود. با سرعت سرسامآور تورم و گرانی و پیوستن اکثریت مطلق قشر متوسط به زیر خط فقر، این جایگاه به یک جایگاه نمادین تبدیل شده.
مراسم روز کارمند و تقدیر از کارمندان نمونه دانشگاه، امسال با کمی تأخیر برگزار میشود. یک مدیر خوب میداند که قدرشناسیِ امروز، بهانه روزهای خوبِ فردا است. یک مدیر خوب میداند بزرگترین سرمایه هر سازمانی، سرمایههای انسانی آن سازمان و تعهد و انرژی تکتک افراد آن است. یک مدیر خوب میداند تکتک کارمندان مثل چرخدندههای یک ساعت بزرگاند که شاید در یک نگاه کلی به چشم نیایند، اما اگر یکی از آنها نباشند، کل سیستم مثل دستگاههای عجیبوغریب فیلم «عصر جدید» چارلی چاپلین به هم میریزد.
یک مدیر خوب میداند این کارمندان هستند که سقف آرزوهای مدیران را روی دوششان نگه میدارند. پس با این گرانی سرسامآور، حمایت مادی و معنوی از کارمندان وظیفه اخلاقی و شرعی او است. همانطور که یک کارمند خوب هر روز در آخر ساعت اداری از خودشان میپرسد که «امروز برای دانشگاه چه کار مفیدی کردم؟»، یک مدیر خوب هم هر روز از خودش میپرسد: «در این اوضاعواحوال سخت اقتصادی، امروز برای خدمترسانی بهتر و ایجاد دلگرمی بیشتر برای کارمندانم چه کردهام؟»
حرفهای دکتر حسین ستار درباره شرایط اقتصادی جامعه ثابت میکند که او فقط یکی از خوشتیپترین معاونان دانشگاه که شلوار جین میپوشد و کلاه بیس بال سر میگذارد نیست، بلکه بهعنوان معاون اداری مالی دانشگاه، دست دور به آتش ندارد و وضعیت کارمندانش را درک میکند و از هیچ تلاشی برای بهبود وضعیت آنها فروگذار نمیکند.
دکتر سلطانی رئیس دانشگاه و دکتر محمود اکبری، معاون طرح و توسعه، با کمی تأخیر از مراسم دیگر خودشان را به این نشست میرسانند.
بعد از حرفهای دکتر سلطانی که بیشتر جنبه داخلی و خانوادگی دارد، نوبت میرسد به تقدیر از کارمندان نمونه. دکتر محمد خداداد، بهعنوان رئیس جلسه در مورد هرکس به طنز و مطایبه چندجملهای میگوید و حتی به مصطفی محمدزاده، مدیر منابع اداری، هم رحم نمیکند و بهخاطر انتخابش به عنوان نمونه با او شوخی می کند. بعدش هر کدام از کارمندان نمونه آزاد و خودمانی نکات مدنظرشان را مطرح میکنند.
یادمان باشد هر کدام از ما، در هر جایگاهی که هستیم، تکهای از پازل بزرگ دانشگاه هستیم. شاید گاهی که از فشار کار، گرانی و مهمتر از همه دیده نشدن زحماتمان خسته و عصبی بشویم، اما خودمان هم میدانیم که چهقدر دانشگاه را دوست داریم. پس پنجه در پنجه روزمرگی و تکرار، هر روزمان را با لبخند و پرانرژی شروع میکنیم. چون می دانیم استحکام دانشگاه روی ستونهای «تکرارِ مسئولانه» ما استوار است. چون میدانیم ممکن است نتیجه زحماتمان فوری به بار ننشیند. باید مثل یک کشاورز که بذر میپاشد و صبر آن را آبیاری میکند، صبورانه منتظر برداشت ثمرات زحماتمان در آینده باشیم.
درست مثل زندهیاد محمد قانع که اول همین جلسه هم کلیپ کوتاهی که بچههای روابط عمومی از او تهیه کردهاند، پخش میشود و لابد این سؤال را در ذهن بسیاری از همکاران ایجاد میکند که: «اگر یک روز بازنشسته شوم، قضاوت دیگران درباره من چه خواهد بود؟» سوالی که میتوان پاسخش را در بازتاب درگذشت آن مرحوم بین همکاران جستوجو کرد.
روز کارمند، روز ما است. مایی که شاید گاهی از کارهای تکراری و کسلکننده خسته شویم و غُر بزنیم، اما می دانیم که همین تکرارِ مسئولانه ما است که مجموعه دانشگاه را سرپا نگه داشته. روزی که باید قدر خودمان را بیشتر بدانیم و به خودمان بگوییم: «بهبه، چه آدمهای پرتلاشی هستیم!»
روزمان مبارک.
نظر شما :