رویکرد سیاسی ائمه شیعه، اعتدال‌گرا و بر پایه حفظ مصالح جامعه بود

۱۱ مرداد ۱۴۰۵ | ۱۰:۲۰ کد : ۲۷۹۲۱ اخبار دانشگاه
تعداد بازدید:۹۷

نشست هم‌اندیشی اساتید با موضوع «رویکرد سیاسی معتدل و صلح‌طلبانه ائمه شیعۀ دوازده امامی» در تاریخ دوشنبه ۵ مرداد ۱۴۰۵، از ساعت ۱۰ تا ۱۲، در تالار شهید سلیمانی ساختمان شهید رئیسی برگزار شد.
در این نشست تخصصی، دکتر محمد مشهدی نوش‌آبادی، دانشیار گروه ادیان و فلسفه، به تبیین چارچوب‌های مطالعاتی فرَقِ شیعه و تحلیل مواضع سیاسی ائمه (علیهم‌ السلام) پرداختند.
دکتر مشهدی نوش‌آبادی در ابتدا، لزوم استفاده از منابع دست‌اول شیعی مانند کتب "فرقه الشیعه" نوبختی و "المقالات و الفرق" اشعری را برای فهم صحیح فرقه‌های شکل‌گرفته تا دوران امامان متذکر شدند. وی تأکید کرد که این منابع، به همراه پژوهش‌های تحلیلی متأخر مانند کتاب "تاریخ فرق اسلامی" از حسین صابری  و کتاب "مکتب در فرایند تکامل" از حسین مدرسی طباطبایی، بستر لازم برای شناخت بی‌طرفانه و واقع‌بینانهٔ تاریخ تشیع را فراهم می‌آورد.
ایشان ساختار جریان‌های شیعه را بر اساس تقسیم‌بندی رایج، در شش گروه اصلی شامل: غُلات (غلوکنندگان)، کیسانیه، زیدیه، اسماعیلیه، واقفیه و اثنی‌عشریه خلاصه کردند و تصریح نمودند که تا پایان قرن سوم بیش از صد فرقه و جریان فکری ذیل این شش گروه اصلی پدید آمده است.
دانشیار گروه ادیان و فلسفه دانشگاه با ارائهٔ تحلیلی از سیرهٔ ائمه (ع)، رویکرد کلان سیاسی ایشان را مبتنی بر اعتدال، صلح‌طلبی و پرهیز از درگیری‌های غیرضروری توصیف کردند. به گفتهٔ وی بر خلاف رویکرد عموم رهبران دیگر گروه‌های شیعی، هدف محوری امامان، تلاش برای تشکیل حکومت به هر قیمتی نبود، بلکه تربیت جامعه، تعمیق معارف دینی، تبیین صحیح قرآن و سنت و حفظ جان و رعایت مصلحت پیروان اولویت اصلی بوده است. این هدف، در بسیاری از مواقع، لزوم اتخاذ تدابیر محافظه‌کارانه‌ای چون تقیه را ایجاب می‌کرد.
دکتر مشهدی نوش‌آبادی به نمونه‌های تاریخی این رویکرد اشاره کرد، از جمله در نظرِ
امام علی (ع) که صلح و تعامل برای جلوگیری از فتنه و حفظ اساس اسلام با پذیرش خلافت خلفای پیشین بود.
یا امام حسن (ع) که رویکردی صلح‌آمیز برای جلوگیری از خون‌ریزی و حفظ مصلحت جامعه اسلامی اتخاذ کرد.
همچنین، امام حسین که در ابتدا با تهدید جانی بخاطر عدم بیعت با یزید روبرو بودند و هنگامی که در عراق با یارانی اندک در مقابل لشکر ابن سعد قرار گرفتند، سعی داشتند تا با گفتگو از آن مهلکه بیرون روند، اما به ایشان اجازه ندادند.
امام باقر و امام صادق (ع) با تمرکز بر "تعلیم دینی و اخلاقی"، به جای پیگیری اهداف نظامی و سیاسی، همزمان با قیام‌های دیگر گروه‌های شیعه مانند زیدیه علیه حکومت وقت بود.
امام موسی کاظم ایجاد نهاد وکالت در شهرهای مختلف جهت ارتباط با شیعیان پایه گذاشتند. این نهاد در دورۀ ائمه بعدی نیز ادامه یافت، امام رضا ولایت‌عهدی مأمون را پذیرفتند و ائمه پس از ایشان نیز رویکردی معتدل و  صلح آمیز با خلفای عباسی اتخاذ کردند.
دکتر مشهدی نوش‌آبادی در پایان خاطرنشان ساخت که: "نباید پژوهشگر از سیره ائمه، تحلیلی مطابق شرایط سیاسی زمانۀ خود صورت دهد؛ بلکه وظیفهٔ پژوهشگر، تبیین و توصیف رفتارهای تاریخی ائمه و نشان دادن پیچیدگی‌ها و جنبه‌های مختلف رویکردهای سیاسی آنان است."
این نشست هم‌اندیشی با استقبال اساتید و پرسش و پاسخ‌های تحلیلی به پایان رسید.

برداشت دوم از جلسه 

 رویکرد سیاسی ائمه به‌روایت دکتر محمد مشهدی نوش‌آبادی

 امامان شیعه جنگ‌طلب بودند یا صلح‌طلب؟

دکتر محمد مشهدی نوش‌آبادی از آن‌هایی است که خارج دانشگاه هم حضور پررنگی دارند و تلاش می‌کنند با حضور و سخنرانی در جمع‌های عمومی یا نوشتن در فضای مجازی، در خارج از دانشگاه هم ارتباطش را با مخاطبانش در سطح منطقه حفظ کند. حتی در سطح کشور هم زیاد نیستند دانشگاهیانی که وظیفه ارتباط با مخاطب عمومی برایشان جدی باشد. از این منظر، کار این دانشیار رشته ادیان و عرفان دانشگاه کاشان، که تحقیقاتش را در زمینه کاشان‌شناسی هم گسترش داده، کار شایسته تقدیری است.

عنوان نشست او «رویکرد سیاسی معقول و صلح‌طلبانه ائمه شیعه دوازده‌امامی» است؛ عنوانی که گرچه نتیجه‌گیری پایانی او را لو می‌دهد، در عوض شفاف است و مثل اکثر مباحث، موضوع را در لفافه‌ای از پیچیدگی و ابهام رها نمی‌کند. مشهدی در ابتدا، با استناد به منابع دست‌اول فرقه شناختی، به معرفی اجمالی گروه‌های شیعه و مشی و رویکرد آن‌ها می‌پردازد.

می‌دانستید بیش از صد فرقه مختلف و متنوع شیعه با افکار و دیدگاه‌های متنوع وجود دارد؟ مثلاً یکی از آن‌ها غُلات یا غالیان به معنی غلوکنندگان است؛ کسانی که همان‌طور که از اسمشان پیدا است، دیدگاه‌های افراطی و غلوآمیز دارند؛ مثلاً علی (ع) را خدا می‌دانند. رفتار غلوآمیز در همه فرقه‌های شیعه وجود دارد و از مصادیقش می‌توان به این‌ها اشاره کرد: تفویض همه امور جهان به ائمه توسط خدا، نسبت پیامبری به ائمه، قائل بودن علم غیب و دارا بودن همه علوم هستی برای ائمه، اعتقاد به مرگ ظاهری ائمه و خیلی از موارد دیگر. به نظرم نمونه‌های امروزی غالیان را در جامعه امروز هم قابل مشاهده است.

مشهدی در ادامه به برخی از این فرقه‌ها اشاره می‌کند. مثلاً شیعیان اسماعیلیه که مرگ اسماعیل پسر امام صادق را ظاهری تلقی می‌کنند یا گروه واقفیه که هفت‌امامی و معتقد به غیبت امام موسی‌کاظم هستند.

 دانستن سبک و سیاق فِرَق مختلف شیعه به خودیِ خود موضوع جالبی است، اما دکتر مشهدی برای این‌که زودتر به موضوع اصلی برسد، مجبور است از این موضوع بگذرد و روی شیعه دوازده‌امامی متمرکز شود که نقطه عطف اش در این موضوع، امام حسن و امام حسین و تفاوت سیره آن‌ها است.

رویکرد اول نسبت به این موضوع، رویکرد انقلابی شریعتی و مطهری است که عقیده دارند امام حسین با هدف کشته شدن قیام کرد. علی شریعتی دیدگاه چپ‌گرایانه‌ای دارد و نمی‌پذیرد که امام حسین مثل پیامبر و علی در احد و صفین، برای یک حرکت نظامی و سیاسی به‌پاخاسته باشد. امام در شرایطی قرار دارد که نه می‌تواند بجنگد و نه ساکت بنشیند، چون هیچ سلاح و سربازی ندارد و حتی کسی از بنی‌هاشم هم با او هم‌صدا نیست. بنابراین تنها وسیله‌ای که می‌تواند اسلام را نجات دهد و در جامعه تحرکی ایجاد کند، کشته شدن است. مبنای استدلال شریعتی این عبارت از نهج‌البلاغه است: «والشهاده استظهارا علی المجاهدات». از نظر وی، فلسفه شهادت آن هم از نوع شهادتی که شهید فقط به خاطر کشته شدن می‌رود، جهاد و مخاصمه نیست، بلکه آشکار شدن چیزی است که انکار و کتمان شده است.

رویکرد دوم، دیدگاه نعمت‌الله صالحی نجف‌آبادی در کتاب جنجالی «شهید جاوید» است که معتقد است گرچه امام حسین به دلیل بی‌عدالتی و فساد دستگاه اموی مترصد بود تا پس از مرگ معاویه به اقداماتی در جهت اصلاح اوضاع مسلمانان دست بزند، اما این کلید معمای عاشورا نیست، بلکه مهم‌ترین مساله‌ای که منجر به قیام عاشورا می‌شود، تهاجم حکومت اموی علیه امام است. در واقع، امام تقریباً در طول مدتی که یزید سعی دارد از طریق حاکم مدینه از او بیعت بگیرد تا زمان شهادتش وضعیت تدافعی دارد و امور همه بر او تحمیل می‌شود، جز این‌که در هنگام حرکت امام به کوفه، به دنبال درخواست کوفیان، جنبه قیام هم مدنظرش بوده است.

مورد بعدی، ولایت‌عهدی امام رضا در زمان مأمون است. بعد از آن، امام جواد در هفت‌سالگی به امامت می‌رسد و امامان پس از او نیز حکومت عباسیان را می‌پذیرند و چالش پررنگی بین آن‌ها و خلفای عباسی دیده نمی‌شود.

 مشهدی در پایان نتیجه می‌گیرد که تشکیل حکومت مسئله‌ای ذاتی و اصلی اساسی نبوده و ائمه به‌عنوان الگوهای رفتاری ما برای حرکت سیاسی و تشکیل حکومت نمی‌دیدند و با برداشت درست از قرآن و سنت، با ملایمت از حوادث روزگار عبور کردند. اگر فرصت مبارزه با قدرت سیاسی پیش نمی‌آمد، با احتیاط و اعتدال همه‌جانبه پیش می‌رفتند. اعتدالی که تقریباً در همه موارد دیگر هم وجود داشت.

او با مرور تجربه دوران صفویه تا جمهوری اسلامی عنوان می‌کند که باید ببینیم که دینِ سیاسی در نهایت به نفع دین است یا برعکس، چهره دین را مخدوش می‌کند.

 دکتر حمید ملک‌زاده، استادیار دانشکده علوم انسانی، معمولاً پای ثابت همه مباحثه‌ها است. مخصوصاً این‌جا که پای یک مسئله سیاسی وسط است. او در مقام نقد حرف‌های دکتر مشهدی، رفتار ائمه را به معنای صلح‌طلب‌بودن ایشان تلقی نمی‌کند و آن را مسئله مصلحت‌اندیشی غیرسیاسی ائمه با حکومت می‌داند. به عقیده او باید ببینیم رفتار اعتدال‌آمیز آن‌ها در چه شرایطی و با چه هدفی بوده است. امام حسین با این‌که دنبال صلح با حکومت اموی نیست، می‌داند که توان شکست لشکر یزید را هم ندارد.

  جالب این‌جا است که دکتر مصطفی عباسی‌مقدم، به عنوان دانشیار رشته علوم قرآن و حدیث و ایضاً معاون فرهنگی دانشگاه که چندین ماه است با جدیت مشعل حضور دانشگاه در میدان و خیابان را روشن نگه داشته، دیدگاه معتدل‌تری دارد و در این زمینه معتقد به فصل‌بندی است. به این ترتیب که می‌توانیم بگوییم تلاش جریان امامت تا زمان امام حسین برای تشکیل حکومت ادامه داشت، اما از زمان امام سجاد به این نتیجه رسید که تغییر استراتژی و راهبرد بدهد و مسیر ارشاد و روشنگری و تولید دانش را شروع کند.

دکتر ملک‌زاده اما هم چنان بر سر مواضعش پافشاری می‌کند. دکتر مشهدی تلاش می‌کند موضوع سخنرانی‌اش یعنی آرامش و اعتدال را حفظ کند. مخصوصاً که چند نفر از صاحب‌نظران از درون و بیرون دانشگاه هم در نشست حضور دارند. غیر از حجت‌ا‌لاسلام مصطفی صادقی که به‌رغم اصرار سخنران از اظهارنظر امتناع می‌کند، استاد احمد اسلامی هم حضور دارد که رابطه مشهدی با او رابطه شاگرد و استادی است.

با این‌حال یکی‌دوبار هم عنان از دستش درمی‌رود و صدایش اوج می‌گیرد. چیزی که البته در یک مباحثه علمی واقعی، آن هم از جانب آدم رک و صریح‌اللهجه‌ای مثل او خیلی هم عجیب نیست. صابون صراحت او تقریباً به تن همه دوستان نزدیکش خورده است و همه می‌دانند وقتی پای خط قرمزهایش وسط باشد، هیچی جلودارش نیست.

نمونه‌اش جلسه نقد و بررسی کتاب «آقای خان» در یکی از جلسات کاشان‌شناسی در خانه کاج بود که اختلاف نظر او با نویسنده کتاب به مناقشات قلمی‌ای منتهی شد که تا مدت‌ها ادامه داشت.

 قاعدتاً نشستی با این موضوع و نتیجه‌گیری، باید به موضوعات روز پیوند بخورد. در حقیقت زیرمتن موضوع اصلی، این است که آیا در شرایط فعلی باید به سمت صلح برویم یا به هر قیمتی بایستیم و بجنگیم. اما کسی صلاح نمی‌بیند مستقیم به آن اشاره کند و کلاغ قصه جلسه به خوبی و خوشی به خانه‌اش برمی‌گردد. 

 

 

کلیدواژه‌ها: امام ائمه سیاسی گروه صلح مشهدی دکتر مشهدی مشهدی نوش مشهدی نوش آبادی

آخرین ویرایش ۱۱ مرداد ۱۴۰۵

نظر شما :