در حاشیه دیدار رئیس و اساتید دانشگاه کاشان با فرماندار
دانشگاه کاشان با آزادی بیان چه نسبتی دارد؟
نشست رئیس و اساتید دانشگاه کاشان با فرماندار شهر، از مناظر مختلف قابل بحث و بررسی است. یکی از آنها اهمیت کلی موضوع گفتوگو از منظر رئیس دانشگاه و بهرسمیت شناختن تفاوت دیدگاهها، مخصوصاً از منظر سیاسی است. اختلافاتی که در سالهای اخیر و بهویژه پس از جنگ رمضان، در میان خواص جامعه نیز پررنگتر شده است.
دکتر سلطانی تضمین آزادی بیان را ویژگی حداقلی یک گفتوگوی آزاد میداند؛ اتفاقی که چندینبار تحت عنوان جلسات آزاداندیشی اساتید تجربه شده و نتایج خوبی به همراه داشته است. به عقیده او، تداوم چنین جلساتی است که آن را در سطح هیأت علمی نهادینه میکند و سپس آن را در میان قشر دانشجو نیز جا میاندازد. پذیرش این اتفاق از سمت دانشجویان، جلوی احساس وجود خفقان در جامعه را میگیرد و ناخودآگاه از ورودشان به اعتراضات خیابانی جلوگیری میکند.
حتی اگر این ایده را یک راهکار زیرکانه روانشناسانه و به قول خود دکتر سلطانی یک سوپاپ اطمینان در نظر بگیریم، مطرح کردنش از سوی عالیترین مقام دانشگاه، حرکت جسورانه و شجاعانهای است. و حداقل نشاندهنده آن است که او نهتنها او به «آزادی پس از بیان» اساتید و دانشجویان اعتقاد جدی دارد، بلکه از تضمین آن توسط خود و تیم اجراییاش کاملاً مطمئن است که تلاش میکند با بیان این رؤیای ۴۷ ساله در حضور فرماندار -بهعنوان بالاترین مقام اجرایی شهرستان- به آن رسمیت ببخشد.
با این حال نمیشود به خاطر ماهیت سن و سال و شور و حال و اقتضائات دوره جوانی، از قشر دانشجو انتظار داشت که صرفاً به جلسات گفتوگو بسنده کند. ویژگی تحرکات دانشجویی علاوه بر همراهی با قاطبه مردم، تجمع و شعارهای شجاعانه و بیان بیواسطه حرفها و مطالبات، خارج از قالبهای مرسوم ریاکارانهای است که پس از دوران دانشجویی، به دلیل غم نان دامن همه ما را میگیرد. چیزی که در نگاه رئیس دانشگاه، با رعایت اصولی مثل گرفتن مجوز و عدم ایجاد مزاحمت برای دیگران و مسائلی از این دست قابل حل است.
بالاخره وقتی در شرایط عادی صدا به صدا نمیرسد و حرفها شنیده نمیشود، اولین راهکاری که به ذهن میرسد، تجمعات مسالمتآمیز است. این ماجرا استاد و دانشجو و کارمند هم نمیشناسد. استادی که حقوقش کفاف حداقلهای زندگیاش را نمیدهد و با تورم نقطهبهنقطه بالای 80 درصد مجبور است بعد از کلاس با ماشین قسطیاش در اسنپ و تپسی کار کند، قطعاً بعد از به نتیجه نرسیدن حداقل مطالبات صنفیاش به راهکارهای دیگری خواهد اندیشید تا راهکار جدیتر و سریعتری برای خجالت و اضطراب و تنلرزه رودررویی با دانشجویانش بهعنوان مسافر اسنپ پیدا کند.
اما این زمینه دیدگاه آمیخته به تساهل و تسامح دکتر سلطانی، سؤالات بسیاری وجود دارد. مهمتر از همه، اینکه ضمانت اجرایی این دیدگاه چیست؟ آیا کلیه دستگاههای مربوطه، چه درون دانشگاه و چه بیرون دانشگاه، در این زمینه با او همسو هستند و از او تبعیت میکنند یا در مخالفت با آن به راهکارهای سخت و نرم متوسل خواهند شد؟
ابهاماتی از این دست، مواردی است که باید قبل از شروع ترم جدید روشن و شفاف در موردشان اندیشید و در مورد آنها به راهکار مشخصی رسید. مخصوصاً که بالاترین مقام دانشگاه، در حضور بالاترین مقام اجرایی دولت در شهرستان، داوطلبانه باب این بحث را گشوده است.
نظر شما :