گزارش ارمک دیدار با خیرین

۱۴ خرداد ۱۴۰۵ | ۱۶:۳۲ کد : ۲۷۵۹۰ اخبار دانشگاه
تعداد بازدید:۲۷۶

روز سیزدهم خردادماه، صبح خیلی زود به همراه دکتر سلطانی ریاست دانشگاه کاشان و یاران و همراهان بنیاد حامیان دانشگاه عازم ارمک می‌شویم. صبحانه را مهمان حاج‌علی آزاد ارمکی هستیم. حاج‌علی از خیرین بنیاد حامیان است و تازگی‌ها بیش از 130 تخته فرش به خوابگاه‌های دانشگاه اهدا کرده است. خانواده‌های آزاد در ارمک شناخته‌شده‌اند و همه هفت برادر به‌رغم مهاجرت از ارمک، هم‌چنان در این روستا تکه‌زمینی دارند که نشان و دل‌بستگی هنوزاهنوز آن‌ها است به زادگاه و روستای پدری‌شان.

خانه حاج‌علی کنار مسجد جامع ارمک است. مسجدی که پدر مرحومش در ساخت و توسعه آن نقش زیادی داشته است. او این خانه را روی قدیمی‌ترین خانه روستا که حدود 110 سال قدمت داشته، بنا کرده و سبک سنتی آن را حفظ کرده است. نظارت این کار هم با حاج اکبر حلی بوده است. حالا این خانه قدیمی با این بازسازی، هم‌چنان نفس می‌کشد و به شکل دیگری به حیات‌اش ادامه می‌دهد. خانه‌ای که نام «بنیاد آزاد» را بر تارک خود دارد. در و دیوار خانه پر است از عکس‌های قدیمی خانواده آزاد و همین‌طور بقیه قدیمی‌های ارمک که بسیاری از آن‌ها در قید حیات نیستند، اما این‌جا کنار هم نفس می‌کشند. انگار دورهم نشسته‌اند درباره روزهای رونق و پرآبی و برکت روستا اختلاط می‌کنند و حسرت می‌خورند. اگر اسم آدم‌های هر عکس و یکی‌دو خط از قصه زندگی‌اش پای عکس‌‌ها می‌آمد، نورعلی نور بود.

همه این عکس‌ها را حاج‌علی با تلاش و پی‌گیری خودش جمع‌ کرده. توی اتاق‌ها هم پر است از اشیا و وسایل قدیمی زندگی روستایی. حاج‌علی زمین کنار خانه را هم خریده تا آن را هم به مجموعه اضافه کند. اگر همین‌طور پیش برود، مدتی بعد با چیزی روبه‌رو خواهیم بود که دست کمی از یک موزه مردم‌شناسی برای ارمک ندارد. چیزی که در نوع خودش، اتفاق فرهنگی بزرگ و خجسته است.  

همان اول کار، دکتر تقی آزاد ارمکی، برادر حاج‌علی، هم به جمع ما اضافه می‌شود. او استاد جامعه‌شناسی دانشگاه تهران است و نیازی به معرفی ندارد. حاج‌علی از بچگی‌هایشان تعریف می‌کند و این‌که با دکتر تقی به‌نوبت گاوها را برای چرا به صحرا می‌بردند و در ضمن از شیطنت و بازی‌گوشی هم غافل نمی‌شدند. دکتر تقی برای دکتر سلطانی داستان آمدن برق به ارمک و مقاومت بعضی از اهالی برای استفاده از آن را می‌گوید که اعتقاد داشتند برق حرام است.  

بعد از این بازدید، مشغول صرف صبحانه‌ای می‌شویم که معلوم است منصور آزادی و همسر او برای تدارک و سرو آن زحمت زیادی کشیده‌اند. آقا منصور، برادرزاده حاج‌علی است. او هم از جماعت خیرین است و اخیراً هم به عضویت هیئت مدیره جدید بنیاد حامیان دانشگاه کاشان درآمده است.  

بعد صبحانه فرصت خوبی است برای گپ زدن درباره کار خیر و بنیاد حامیان. دکتر فهیمی‌تبار از دکتر آزاد ارمکی درباره تعارضات خیرین با دولت سؤال می‌پرسد و او راه‌کار را قوی‌تر شدن خیرین می‌داند. این‌که مثلاً بیش از صد خیریه‌ای که در منطقه فرهنگی کاشان هستند و خیلی‌هاشان همدیگر را نمی‌شناسند، کنار هم جمع شوند و به‌نوعی «تشکلِ تشکل‌های خیریه‌های کاشان» را شکل بدهند. دکتر سلطانی وظیفه انجام این کار را به عهده دانشگاه می‌داند و مسئولیت انجام این کار را به دکتر فهیمی‌تبار می‌سپارد. دکتر فهیمی‌تبار که عجله دارد به کلاس‌اش برسد، به شوخی می‌گوید: «این درسی شد که دیگه از دکتر آزاد سوال نپرسم!» اما وقتی حاج‌علی به‌صورت خودجوش هزینه‌های این کار را قبول می‌کند، دیگر حرفی باقی نمی‌ماند.  

گیلاس ارمک معروف است. آخرین برنامه این دیدار دوستانه، بازدید از باغ گیلاس حاج‌علی است. او تأکید می‌کند از هیچ کود و سم شیمیایی در باغ‌اش استفاده نکرده و به شوخی می‌گوید: «نمی‌دم ببرید که تا می‌تونید همین جا از درخت بخورید.»
به قول سهراب، دست‌ها فواره خواهش می‌شود و گیلاس ارمک را نوبر می‌کنیم. جای شما خالی.

کلیدواژه‌ها: ارمک دانشگاه کاشان بنیاد حامیان

آخرین ویرایش ۱۴ خرداد ۱۴۰۵

نظر شما :