در مراسم رونمایی کتاب دکتر تقی شامخی چه گذشت؟
دیدار با چریک پیر
گابریل گارسیا مارکز در ابتدای کتاب «زندهام که روایت کنم» مینویسد: «زندگی آن چیزی نیست که انسان زندگی کرده، بلکه آن چیزی است که به یاد میآورد و چگونگی به یادآوردنش برای بازگفتن آن.» اما مارکز به این اشاره نمیکند که خیلی از ما –شاید به دلیل روبهرو نشدن با اشتباهاتمان - حوصله به یادآوردن زندگی خودمان را نداریم. از این منظر همت دکتر تقی شامخی برای نوشتن خاطراتش کاری شجاعانه است.
رونمایی کتاب «قدمهایی کوچک در راهی بزرگ» عصر چهارشنبه بیستم خرداد 1405 در شهر کتاب کاشان برگزار میشود. برنامهای که به دلیل سابقه نویسنده در مقام ریاست دانشگاه کاشان، با مشارکت این دانشگاه برگزار شده است و برای همین بخش زیادی از حاضران، کسانی هستند که به عناوین مختلف با این نهاد در ارتباطاند. همه، بهجز دانشجویانکه فعلاً جای خالیشان بهشدت در فضای دانشگاه هم حس میشود.
اولین سخنران جلسه، دکتر حسن دقیق است. دقیق کتاب را نخوانده و بنابراین به ویژگیهای رفتاری و گفتاری مثبت نویسنده میپردازد. او به صداقت بهعنوان مهمترین ویژگی شامخی اشاره میکند و عقیده دارد چیزی که در وی وجود دارد، خیلی بیشتر از مفهوم این کلمه است. بعد به تقدیمنامه ابتدای کتاب اشاره میکند که نویسنده در آن کتابش را به پدر، مادرش و برادر شهیدش محمود و همسرش هاله سحابی، تقدیم کرده است. دقیق در پایان حرفهایش را با این جمله تمام میکند که: «اگر هرکدام از ما بتوانیم از منافع شخصیمان بگذریم، مملکت درست میشود.»
سخنران بعدی این برنامه، دکتر بهزاد سلطانی، ریاست دانشگاه کاشان است. سلطانی میگوید خواندن این کتاب به تشخیص حق و باطل که حالا هم مثل آن موقع قاطی شده، کمک زیادی میکند و نسل جوان را به درک جدیدی میرساند. چهقدر خوب بود که بخشی از مخاطبان ما، نسل جوان معترض بودند تا میفهمیدند خیلی از مسائل آنطور نیست که ظاهراً دیده میشود.
اگر میزان صداقت دکتر سلطانی از مقداری که دکتر دقیق برای دکتر شامخی توصیف میکند بیشتر نباشد، قطعاً کمتر نیست. چون خیلی راحت اشاره میکند که با وجود آشنایی زیاد با دکتر شامخی، مراوده چندانی با وی نداشته و اعتراف میکند در فرصت کوتاهی که به دستش رسیده فقط توانسته آن را تورق کند. برای همین از همکارانش دکتر محمد خداداد و دکتر مصطفی عباسی مقدم خواسته در توصیف دکتر شامخی نکاتی را برایش بنویسند.
برخی از این ویژگیها عبارتاند از: تواضع و پرهیز از تشریفات، دقت بسیار زیاد در همه امور، دوری از تعارف، نگرش واقعی به مسائل، شفافیت در تعامل با دیگران، ذهن تیزبین، حسابگری و آیندهنگری، داشتن صبر و متانت و بردباری بسیار در برابر سختیها و حوادث با وجود ظلمها و فشارهایی که به ایشان وارد شده، نگرش عمیق در مسائل مربوط به محیط زیست، تحلیل دقیق در مسائل کلان سیاسی و محیط زیست و پیشگامی در امور خیریه و عامالمنفعه، قدرت رایزنی و اقناع، یادداشتبرداری منظم در جلسات، نظارت و کنترل بر همه مسائل، دقت و آمادگی قبلی برای جلسات و سخنرانیها.
سلطانی، دغدغه و انگیزه توسعه کاشان و تبدیل آن از دانشگاه تربیت معلم به یک دانشگاه جامع، احداث ساختمان دانشکده علوم پایه، انتقال دانشگاه به مکان فعلی و ساخت میدان آبنما را از خدمات دیگر دکتر شامخی برمیشمارد.
رئیس دانشگاه کاشان با دستهبندی مدلهای مدیریت به سه دستۀ رئیس (کسانی که فقط ریاست میکنند)، مدیر (کسی که دیگران را اداره میکند) و مدیر تحول، میگوید ما در شرایط کنونی به مدیران تحول نیاز داریم یعنی کسانی که تحول ایجاد میکند. مدیرانی که البته بسیار کمیاباند.
ویژگیهای دیگر شخصیتی و مدیریتی رئیس اسبق دانشگاه کاشان از منظر رئیس فعلیاش، حساسیت به بیتالمال، تعامل و حفظ ارتباط با عوامل و کارکنان، تواضع و فروتنی، احترام به زیردستان و عموم طبقات اجتماعی است. ویژگیهایی که به گفته خودش هرکدام از آنها کار او را بهعنوان ریاست فعلی دانشگاه سختتر میکند.
دکتر شامخی همان ابتدای کار با ظرافت از تبدیل جلسه نقدوبررسی کتابش به مراسم نکوداشت، انتقاد میکند و میگوید: «من هیچوقت جلسات نکوداشت و بزرگداشت را نمیپذیرفتم و امروز هم فکر میکردم قرار است در مورد این کتاب حرف بزنیم. مثلاً اینکه ما در گذشته چرا و چه طور به مسائل نگاه میکردیم و الان در چه وضعیتی هستیم و چه نقدهایی به آن وارد است.»
شامخی بدون اینکه به درگذشت همسرش هاله سحابی اشاره کند، از پدر و مادرش یاد میکند که رنج نبودن او و دو برادرش و شهادت یکی از آنها به نام محمود زیر شکنجه ساواک را تحمل کردند: «در دوران فعلی هم خانوادهها و مخصوصاً مادران رنجی را تحمل میکنند
که کمتر دیده میشود. اگر در جامعه دستاوردی ایجاد میشود، مرهون پدر و مادرها هستیم.
او اضافه میکند: «ما باید بر اساس ظرفیتمان کار کنیم و تازه آنوقت میتوانیم بگوییم که وظیفهمان را انجام دادهایم. در حالی که نمیدانم چرا ما معمولاً کمتر از توانمان کار میکنیم و برای همین بدهکاریم.»
شامخی در ادامه در پاسخ به سؤالی درباره مبارزه مسلحانه، به خاطراتش با مهندس بازرگان بهعنوان یک شخصیت معتدل سیاسی اشاره میکند و درباره شرایط آن مقطع تاریخی و پیوستناش به جنبش ظفار عمان میگوید: «اینکه در دهه ۴۰ شمسی یا ۶۰ میلادی در دنیا جنبشهای آزادیخواهانه مسلح فراگیر شده بود و ما اخبار کشورهایی مثل کوبا و الجزایر را بهشدت پیگیری میکردیم. در ضمن دغدغه این را داشتیم که وضعیت خودمان چه میشود. این موجی بود که بعد از جنگ جهانی دوم پیش آمده بود. در داخل کشور هم مذهبیها و چپها گروههای مسلحانه شکل دادند.»
دکتر سهراب زاده با آن نمک ذاتیاش بهسختیهای کار با دکتر اشاره میکند و ضمن اشاره به نظریه مرگ مؤلف رولان بارت میگوید که هر کس ممکن است از این کتاب برداشت خودش را داشته باشد، اما باید ببینیم نسل جوآنکه ارتباط با آنها کار بسیار سختی است، از حرفهای شما چه برداشتی دارد و چهقدر آنها را درک میکند؟
مهدیار زمزم دبیر جوان و دغدغه مند علوم اجتماعی با اشاره به تغییر گفتمانی جامعه، سؤالاتی میپرسد که دکتر شامخی را به اعتراف به ضعف ارتباط بین نسلی وامیدارد: «نسل جدید بهطور جدی ما را قبول ندارند و نمیدانیم چرا. اگر این ارتباط برقرار باشد، مسلماً برای جامعه مفید و مثبت است.»
دکتر شامخی در پایان عنوان میکند که در نوشتن کمکاری کرده است. اما اخیراً مشغول تدوین پروندههای جنگلبانی بسیاری است که از دهه ۶۰ و ۷۰ جمعآوری کرده.
دکتر شامخی از این جلسه، یکجور جلسه نقدوبررسی را انتظار دارد. اما به نظر میرسد خروجی خیلی با انتظار او همخوان نیست و این رونمایی بیشتر بهانهای است برای برگزاری نوعی «بزرگداشت» یا «نکوداشت» که به اذعان خودش و برگزارکنندگان، همیشه از آن گریخته است. این البته روال مرسوم جلسات رونمایی کتاب است. نقد وقتی شکل میگیرد که لااقل درصدی از حاضران کتاب را خوانده باشند و با پرسش درباره آن در مراسم حاضر باشند. سرعت تصمیم تا زمان برگزاری و نگاهی به ترکیب جمعیتی حاضران نیز نشان میدهد که این انتظار بیجایی است.
بیان آرزوی دکتر سلطانی در ابتدای سخنانش برای برگزاری این جلسه در دانشگاه و حضور دانشجویان معترض هم بیش از آنکه اشاره به مکان برگزاری باشد، تأکید بر حضور دانشجویانی بود که با دقت و حوصله کتاب دکتر شامخی را خوانده باشند و با پرسش به میدان آمده باشند. اما لزوماً نمیتوان امیدوار بود بعد از شنیدن پاسخهای یک چریک پیر اقناع بشوند و به نتیجهای برسند که دلخواه نسل نویسنده کتاب است. ضمن اینکه کی میتواند از حالا نحوه حضور و رفتار دانشجویان سال بعد را پیشبینی کند؟
نظر شما :